«مهدی شامحمدی» کارگردان سینمای داستانی و مستند در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس ضمن انتقاد از بازیگران و سلبریتی های سکوت کرده دربرابر جنایات صورت گرفته طی «جنگ تحمیلی رمضان» در واکنش به وقوع جنگ تحمیلی سوم اظهار داشت: بههرحال ما منتظر این جنگ بودیم. من خودم با توجه به حرفهایی که آن ایام مدام گفته میشد، مبنی بر اینکه جنگ در پیش است و دیر یا زود اتفاق میافتد، بسیار نگران بودم. نگرانی من این بود که بعد از اتفاقات دیماه، اگر جنگ با فاصله کمی از آن رخ بدهد چه میشود؛ یا اگر اساساً آن ماجرا در دیماه طراحی شده باشد تا مقدمهای برای جنگ شود، آیا ممکن است فضای جامعه و شرایط به سمت وحدت قبلی نرود و دچار چندپارگی شود و اتفاقات بدی رخ بدهد. حقیقتش بزرگترین نگرانی من همین بود.
وی افزود: نکته دیگر هم این بود که واقعاً میترسیدم مبادا اهالی سینما آبروریزی کنند. با توجه به برخوردی که در جشنواره فجر داشتند، عملاً آب در آسیاب جنگطلبها ریختند؛ یعنی مقدمه را فراهم کردند و فرش قرمز پهن کردند. به ما میگفتند شما روی فرش خون راه رفتهاید، اما با آن کارهایی که کردند، با آن پستهایی که گذاشتند و با آن حرفهایی که زدند، به معنای واقعی فرش قرمز را برای عمو ترامپشان پهن کردند.
کارگردان اپیزود «مهمان ویژه» در سریال «اهل ایران» با بیان این مطلب که جدای از مسئله خود شرایط جامعه، من بسیار نگران واکنش اهالی سینما نسبت به جنگ بودم؛ تصریح نمود: خوشبختانه آن نگرانی اول اتفاق نیفتاد؛ خدا را شکر، مردم همیشه ما را شگفتزده میکنند و ما همیشه از مردم عقب هستیم. اما درباره مسئله سینماگران، متأسفانه از آن چیزی که فکر میکردم بدتر شد و من بسیار متأسفم.
شامحمدی بیان کرد: برخلاف آن چیزی که آقای خاتمی سالها قبل درباره سینمای ما گفت که «سینمای ما سینمای نجیبی است»، اصلاً اینطور نیست؛ مطلقاً اینطور نیست. برخلاف تصوری که ایجاد شده که اهالی سینما چقدر فرهیختهاند و چقدر جلوتر هستند، مطلقاً چنین نیست.
او ادامه داد: من البته این را به همه اهالی سینما تعمیم نمیدهم، اما متأسفانه عمومیت دارد؛ یعنی قاطبه اهالی سینما اغلب آدمهای بیسوادی هستند، مطلقاً اهل مطالعه نیستند. سینما برایشان تکبعدی است؛ یعنی وجه شهرت و ثروت و مرکز توجه بودن برایشان مهم است. بسیاری از آنها اینگونه هستند. وقتی هم که بینش نداشته باشیم، طبیعی است که در ماجرایی مثل جنگ و در چنین شرایطی اینگونه برخورد کنند و اینگونه تصمیم بگیرند.
کارگردان فیلم های سینمایی «مجنون» و «جانشین» در مورد ضرورت نوع برخورد دستگاه فرهنگی کشور با هنرمندانی که با سکوتشان پشت به وطن کرده اند؛ اظهار داشت: خیالتان راحت باشد که بعد از این جنگ، سینما پوستاندازی خواهد کرد. به معنای واقعی، مدیری که بخواهد به سمت بازگرداندن آدمهایی برود که در این ایام پشت مردم را خالی کردند، سکوت کردند یا خدای نکرده مواضعی کاملاً برعکس گرفتند، آن مدیر هم باید دمش را روی کولش بگذارد و برود؛ چون قطعاً من یا امثال من نمیگذاریم این آدمها دوباره بیایند و از پول این مردم، از این مملکت و از شرایطی که برایشان فراهم میشود سوءاستفاده کنند؛ چه از لحاظ مالی و چه از جهات دیگر. بعد هم همان منتها را بر سر مردم بگذارند.
او ادامه داد: مطلقاً کارهایی که به سمت آن میروند گزیده است و با ایدئولوژی خودشان مواجه میشوند؛ ایدئولوژیای که تنها چیزی که در آن برایشان اهمیت ندارد وطن است و تنها چیزی که اهمیت دارد منافع خودشان است. مدیری که بخواهد به سمت چنین آدمهایی برود، واقعاً باید دمش را روی کولش بگذارد و برود؛ با هیچکس هم تعارف نداریم.
شامحمدی تصریح نمود: از رئیس سازمان سینمایی تا دکتر صالحی وزیر محترم، باید حواسشان را در این ماجرا جمع کنند. بعد از این جنگ قرار نیست شرایط به شکلی برگردد که اینها از همه منابع استفاده کنند، بعد هم بر سر مردم منت بگذارند و به چنین جایگاهی برسند، و وقتی چنین موقعیتی پیش میآید هرچه دلشان میخواهد بگویند یا هر طور دلشان میخواهد رفتار کنند و در عین حال مدعی باشند که آزادی هم نیست.
این سینماگر در انتقاد نسبت به یکی از سینماگران بیان کرد: آقای سلبریتی؛ وقتی برادرت، ولت همه رمزارزهایت را برداشت و برد، در سال ۱۴۰۱ آن رفتارها را کردی و بعد به التماس افتادی و نیروهای امنیتی زندگیت را که هفتاد میلیارد بود به تو برگرداندند. چند ماه هم نگذشته بود که آن موقع چطور دولا و راست میشدی، پرچم میبوسیدی و در برابرشان خم میشدی و میگفتی تا ابد مدیون جمهوری اسلامی هستم و از این حرفها. بعد ناگهان جنگ شد و استوری میگذاری «کدام وطن؟» بعد هم با کمال پررویی میخواهی برگردی در این مملکت زندگی کنی و حتماً همان رقمهای بیستوپنج میلیاردیات را برای پروژههای درپیتت ادامه بدهی. واقعاً امثال این آدم و خیلیهای دیگر که میتوانم یک به یک اسم ببرم باید دیگر فکری به حال خودشان بکنند؛ چون شرایط قرار نیست مثل قبل باشد.
وی افزود: اینها وقتی میخواهند پاسپورت بگیرند، یعنی بعد از مدتها دوندگی و هزینه کردن برای گرفتن پاسپورت یک کشور دیگر ــ مثلاً کانادا، استرالیا یا آمریکا؛ در اروپا هم در چند جای دیگر مثل آلمان، و ظاهراً انگلستان هم همینطور است ــ وقتی مراحل تمام میشود، باید در دادگاه حاضر شوند. یکی از مدارک و تعهداتی که باید بدهند این است که در حضور قاضی، در دادگاه، روی کتاب مقدس آن دادگاه قسم بخورند و آن فرم را امضا کنند و قاضی هم تأیید کند که این کار را انجام دادهاند. باید در حضور دادگاه قسم بخورند که وفاداریشان به پرچم آن کشور تا آن حد است که اگر روزی جنگی میان آن کشور مثلاً آمریکا و کشور مادرشان، مثلاً ایران، دربگیرد، آنها زیر پرچم آمریکا برای آمریکا علیه ایران بجنگند؛ در غیر این صورت فلان. ببین، وقتی کسی چنین تعهدی میدهد و در دادگاه قسم میخورد ــ و حالا بماند که چه تعهدات دیگری هم داده است ــ وقتی حاضر میشود چنین کاری بکند، الان چه انتظاری از او داری؟
«مهدی شامحمدی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: ما مدیر فرهنگی کاربلد و عملگرا به تعداد انگشتهای دست هم نداریم. مسئلهای که داریم این است که تا دیرتر از این نشده، باید شرایطی پیش بیاید که مسئله رسانه را تغییر بدهیم. متأسفانه قدرت رسانه دست دشمن است. وقتی آنها همه چیز را روایت میکنند، تاریخ را روایت میکنند و قصههای ما متأسفانه در میان خودمان میماند و موفق نمیشویم این اتفاقات را به شکل درست گسترش بدهیم و نشر بدهیم فقط باید خدا یاری کند که مثلاً یک رئیسجمهور احمقی آن طرف دنیا نشسته باشد و خودش کارهایی انجام بدهد که خبرنگار خارج از ایران از آن طرف ماجرا شرایط را مقایسه کند، واکنش ما را ببیند و مثلاً خبری کار کند؛ یعنی اخبار به سمت ما در واقع گرایش پیدا کند. اما در مجموع رسانه دست آنهاست، نه به خاطر قوت ما.
ارسال نظر